 |
|
شه ئر نو ى له کی:دت ِ گرد ِ گلل |
|
پنجشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۰ |
 |
| |
|
چشمی در آتش
چشمی در سرما
چشمی در اشک و
چشمی به درگاه...
ایستاده در میان درد
دختر تمام گل ها
با دامانی از خاک و
گیسوان سبز....
در خیال ابرها فرو رفته است
و کبوتران بدون کاشانه روز و
یخین صبح
کرو دت(پسر و دختر)
بار تهمت چندین ساله ای خود را
بر زمین نهاده اند
خسته و چشم به راه
بر ساعت زمان می نگرند
که بر خلاف می چرخد
ودر زیر باران همه چیزی چشم به راه است ...
شیون درختان باد....
از مردار و مرگ و درد
یکی تخم خود را در برگه های تاریخ انداخت
فردا
از چیزهایی که از دستمان رفته است
داستانی خواهیم ساخت
داستانی تلخ تر از رقص پیراهنی بر روی رخت
که یک روز است دیگر
از آن ِ هیچ کسی نیست ...
کر و دت :نام دو صخره در کوه های شهرستان آبدانان که بر طبق خرافات در ابتدا خواهر و برادری بودند که بر اثر گناهی که در آن مکان انجام دادند خداوند آن ها را سنگ ساخت. |
| |
 |
|
|
 |
| |